ید الله . . .

نوشته شده توسط ...قلم... روی 1395/07/05

" هوالمحبوب"

 

در شهر زمزمه ای برپا شده بود .

می گفتند این آخرین سفر اوست!

آنان که سند قلبشان را به نامش مهر کرده بودند در دل نگران بودند.

و آنان که تظاهر بر دوست داشتن می کردند دندان طمّاع خود را تیز.

فرمان رسیده بود  هر که در توانش هست در این سفر همراه او شود.

هر که توانست آمد تا آخرین سفر  پر  شکوه و پر ازخاطره ناب شود .

اما ،در دلخودش غوغایی بود .

کاروان به راه افتاد در میانش بودند چند تن که چون قرص ماه می درخشیدند .

سفر عشق آغاز شد . مقصد مکه بود .

در مکه بود که زاده شده بود ، در مکه بود که نخستین بار ایمان اورد و در مکه بود که مبعوث شد !

سرزمین وحی ، میعادگاه بندگان بود و بیعتی دوباره با پروردگارشان .

اعمال یک به یک با توضیحات جامع اش انجام شد .

دیگر زمانش فرا رسیده بود که میراثش را به وارثش بسپارد . لبخندی پر از تشویش

در صورتش ، خداوند حجت را تمام کرد ! رسالت را بجا نمی اورد اگر . . .

ترس داشت از گفتنش در جمع کسانی که پرهیزگاران اندکند این سومین وحی بدست جبرئیل بود.

چه کسی بهتر از او . . .

از کودکی در دامانش رشد نموده بود و در حراء همراهش بود.

نخستین کسی بود که  دعوتش  را پذیرفت و وصی اش شد .

هر آنچه میشنید او نیز میشنید و هر آنچه میدید او نیز میدید مگر نه اینکه وزیرش

بود.عالمی بود برای خودش!

در جنگ با کفار سیف الله بود برایش.یاوری بود در میان یاران اشقیایی اش.

اسد الله بود که شبانه در رخت خوابش خوابید .

هر آنکه او را دید جز عدالت چیزی ندید .

برایش همچون هارونی  علیه السلام بود برای موسی علیه السلام.

چه کسی بهتر از علی علیه السلام  ؟! شوی فاطمه صلی الله علیه , بانوی دو عالم !

تنها علی بود که در کعبه متولد شد او مومن ترین و پاکترین بود در نزد خدا . . .

او برگزیده ی خداست .  قطعا جانشینی سزای او و فرزندان اوست.

یا ایهاالرسول بلغ . . .

زمان ان رسیده بود که وصی و جانشین امتش را اعلام کند .

شروع به سخن کرد :

انا رسول الله . . .

انگار برای تثبیت فرمان خدایش باید یادآوری می کرد که همچنان اولاست بر همگان

و تنها اوست ولی و فرستاده خدا .

حمد و ستایش کرد پروردگاری را که در بخشایش و بزرگی همتایی ندارد. . .

 سپس دست علی علیه السلام در میان دست نبی صلی الله علیه و آله رو به آسمان رفت :

هر آنکه من مولای اویم علی نیز مولای اوست.

فریاد زد که فرمان خداوند را که ولیشان است گوش فرا دهند و سر باز نزنند.

بشارت داد که هر آنکه از علی علیه السلام دور شود هلاک شود .

مژده داد که هر که با علی علیه السلام بود درِ آمرزش برایش باز خواهد بود.

گفت که علی علیه السلام میزان دین است از او پیشی نگیرید.

هشدار داد که حجت را تمام کرده است و حق را ادا . هر آنچه گفته و ابلاغ نموده

از سوی خداوند است.

هشدار داد که جز علی علیه السلام کسی را امیر المونین نخوانند. . .  هیچ کس را  !!!

نوای بخٍ بخٍ در جمع بلند شد . همه دست به بیعت با علی علیه السلام بردند - بیعتی که بعدها

حتی یادش هم نکردند -

و اینگونه بود که دستِ علی علیه السلام  دست به دست

به دستِ خدا رسید .

 

والسلام ( 24 ذی الحجه 1437)

نویسنده : قلم

 

غدیر

 

پ.ن : مظلومیتت را چگونه میتوان به تصویر کشید بزرگ مرد .

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!